تبلیغات
مردم هزاره - سخنرانی رهبر شهید - 19 / 3 / 1372

 

 جمعه 26 مرداد 1386

سخنرانی رهبر شهید - 19 / 3 / 1372 [رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری , ]

 بسم الله الّرحمن الّرحیم
الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی محمد و آله الطاهرین.
اما بعد قال اﷲ الحكیم، فی فرقان واجب التعظیم:
یا ایُّهاالّرَسولْ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ ِالَیْكَ مِن رّبِكْ وَ اِن لّمْ تَفْعَلْ فَما بَلّغْتَ رِسالَتَه
با تشكر از كمیسیون فرهنگی حزب وحدت اسلامی كه این مجلس بزرگ را برگزار كردند و با تشكر از شما مردم مظلوم و زجر دیده كه با حضور تان این مجلس را زینت بخشیدید. با تشكر از مسئولین حزب وحدت كه این مجلس را با حضورشان زینت بخشیدند. اول بار به شما برادران و خواهران و مسئولین عزیز، این عید سعید خُم غدیر را تبریك عرض می كنم. و این روز تاریخی كه در اسلام بی نظیر است و برای شیعیان روز تاریخی است. این كه برادران لطف كردند كه ما باید صحبت كنیم، انتخاب شان انتخاب بجا نبوده است. در این روز تاریخی باید برادر عزیز مان جناب آقای شفق كه استاد سخن هست، صحبت می كرد؛ ولی از این كه سه چهار جلسه پشت سر هم برای ایشان گذاشته بودند و ایشان خسته بودند، برادران مرا وظیفه دادند كه چند دقیقة صحبت كنم.
عظمت این روز در جهان اسلام و برای مردم تشیع بسیار مهم است. اهمیتش هم از دو تا آیه قرآن كه وجه نزولش دربارة این روز است مشخص می شود. همانطور كه برادران و خواهران در مقاله و بیانیه های شان توضیح دادند، بعد از 23 سال بعثت پیامبر گرامی اسلام، بعد از 10 سال هجرت پیامبر گرامی اسلام وقتی كه در مكه حضور پیدا كرد، كه این حج را حجت الوداع نام گذاشته است. مردمان زیادی با پیامبر در این مسافرت بوده است. تا هفتادهزار جمعیت در این مسافرت همراه پیامبر نوشته است. حج تمام شده است، از مكه برگشته اند، در یك منطقه ای كه آن منطقه را غدیر خُم نام می گذارد. آن كسانیكه سعادت داشتند در مكه مشرّف شده است، شاید آنجا را دیده باشند. ولی ما فقط در تاریخ این را خواندیم. متأسفانه موفق نشدیم كه از نزدیك ببینیم. اینجا شاید آن محلی است كه حجاج اطراف مكه، از این جا كه در مكه آمده اند، متفرق می شوند، و راههای مختلفی جدا می شود. در اینجا برای پیامبر گرامی اسلام این آیه ای كه تلاوت كردم خدمت شریف شما، نازل می شود. این آیه را وجه نزولش را مفسرین شیعه و سنی نوشته است. فخر رازی صاحب المنار، علامه طباطبایی رحمت الله علیه، همه وجه نزول این آیه را در این روز ذكر كرده اند. در آنجا می گوید: سه بار این آیه برای پیامبر نازل شده است. در این مسافرت كه شما آن چیزی كه وظیفه دارید تبلیغ كنید و برسانید به مردم. از ذیل آیه هم پیدا است كه پیامبر گرامی اسلام یك نوع تشویش داشته است، از اینكه مردم تعداد زیادشان تازه به اسلام جذب شده و تازه سرو سامان پیدا كردند. پیروزی عظیمی هم كه بوجود آمده است، مكه فتح شده است، طبیعی است در هر جامعه، پیروزیها یك نوع كشیدگی ها را بوجود می آورد، كه جامعة آن روز اسلام هم از این مسأله مستثنی نبوده است. پیامبر را این تشویش كه مبادا نفاقی در بین امت اسلامی پدید بیایند، با آن نفاقی كه قبل از اسلام میان اقوام و قبایل مكه و مدینه وجود داشت به سبب رحمت الهی توسط پیامبر گرامی اسلام، این نفاقها بدل شده است به محبت و دوستی. لهذا روی این مسأله قوم گرایی و طایفه گرایی این مسایلی كه از قبل دامنگیر جامعه بوده و پیامبر با زحمات زیاد این مسأله را رفع كرده است، تشویش داشته از این كه این مسأله را ابلاغ كند به مردم.
مفسرین می نویسند این كه در اینجا تهدید شده پیامبر گرامی اسلام كه اگر شما این را به فعل نمی آورید، یعنی این تبلیغ و این وظیفه ای كه دارید اعلان كنید در جامعه اسلامی، مثل این كه وظیفة رسالتت را انجام ندادید. این تهدید، تهدید بسیار بزرگی است.
پیامبری كه 23 سال زحمت كشیده، قرآن آورده در بین مردم و مردم را با این قرآن آشنا كرده است، در ظرف ده سال چندین جهاد و جنگ پیش آمده كه در اكثریت قاطعش خود پیامبر گرامی اسلام حضور داشته است. ولی امروز می گوید: اگر شما این مسأله را ابلاغ نكنید رسالتت را به مردم نرسانیدید. از این آیه و از این تهدید فوق العاده مشخص می شود كه نتیجه رسالت پیامبرگرامی اسلام ابلاغ امروز است. این یك مسأله است.
مسأله ای دیگر آیه دیگر است، كه باز اكثریت مفسرین از شیعه و سنی این آیه را هم دربارة آن روز وجه نزولش را نوشته است.
اَلیَومْ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینُكُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی
مفسرین می نویسند بعد از اینكه ولایت حضرت امیر را پیامبر(ص) در این محفل خُم غدیر برای مردم ابلاغ كرد دنبالش این آیة شریفه نازل شد.
این آیه شریفه هم اهمیت مسأله را می رساند و به واضح می گوید: امروز دین شما را تكمیل كردم. و از شما راضی شدم. كه در یكی از تفسیرها در ذیل این آیه مفسرین نوشته اند از یكی از علمای یهود است، یا نصاری، تردید از من است می گوید: اگر ما در دین مان یك همچه آیه ای می داشتیم كه خدا در آن آیه تصریح می كرد كه دین شما دین كامل است، من راضی شدم از شما، ما این روز را بسیار برای دین ما بزرگ حساب می كردیم. لهذا از این جهتی كه این دو آیه شریفه كه در خدمت تان تلاوت كردم دربارة امروز است. پس امروز بسیار روز مهم است در جهان اسلام. كه در امروز بنابر روایتی تاریخ هفتادهزار جعیت از نقاط مختلف جهان اسلام شاید برای امروز كه مسلمانها میلیونها شده، هفتاد هزار جمعیت، جمعیت زیادی به حساب نیایند؛ ولی آن روز كه صدر اسلام بود، این جمعیت، جمعیت عظیمی بود. همه آمده بعد از اینكه ولایت علی را پیامبر گرامی اسلام برای مردم رساند، سر دستش بالا كرد، مفسرین می نویسند: آنقدر حضرت امیر را پیامبر گرامی بالا كرد كه سفیدی زیر بغلش برای مردم نمایان شد. اینجا سئوالی پیش می آید، شاید در اینجا دو تا نكته مراعات شده باشد كه پیغمبر این كار را كرده است.(صلوات)
یك مسأله كه در اینجا از جهاز شتر منبر درست كرده و پیامبر، حضرت امیر را این طور سر دستش بالا كرده است به این حد. یك دلیلش شاید این بوده كه جمعیت خیلی زیاد بوده همه باید متوجه شوند.
دلیل دیگرش كه تاریخ این مسأله را روشن می كند و هست، و شما خوب می دانید، آن برای این مسأله است، كه در آینده كسی خدشه نكند، آن كسی كه سر دست علی بالا بود كه بود، باید همه ببینند. همه دیدند، همه آمدند، با علی بیعت كردند، آیا این در تاریخ همینطوری كه خدا با این اهمیت برای پیامبرش دستور داده و پیامبر عمل كرده، امت عمل كرد برای این؟ نه. این مشكلترین مسأله است در اسلام.
تمام بدبختیها و نفاقی كه ایجاد شده و هست كه بعضی وقت دشمن هم از این زیاد استفاده می كند، همین نقطه است. دیگر دربارة خدا، پیامبر، مكه، نماز، روزه و هیچ اختلاف نیست. آن چیزی را كه می شود در اینجا حساب كرد، اختلاف همین ولایت است.
من معتقدم كه بیشتر از این دربارة امروز و عظمت امروز از توانایی ما نیست كه صحبت كنیم. همین قدرش كافی است. ولی یك مقدار بیاییم دربارة پیروان این ولایت، پیروان این شخصیت و علی صحبت كنیم. كه این چه عظمتی است برای شیعه، طبق این دو تا آیه شریفه عظمت بزرگی اسلام بود؛ ولی اختصاص پیدا كرد برای شیعیان.
شیعیان علی این افتخار بزرگ را در تاریخ و جهان اسلام دارد كه بهای سنگینی را پرداخته است. لهذا برای علی صحبت كردن و برای روز تاریخی ولایت صحبت كردن، از توان ما نیست. نویسندگان شیعه و سنی، كافر و مسلمان، در این دوباره كتابهای فراوانی نوشته اند؛ ولی بیاییم دربارة جنگ اخیر كه مال شیعیان علی است، و وضعیت فعلی كشور و افغانستان صحبت كنیم.
شاید این مسأله برای شما مردمی كه فشار این مسأله را دیدید، به عنوان پیروی از این روز و شخصیت علی، ده تا جنگ علیه شما تحمیل شده است. برای عامل این جنگها، انگیزه هایش و آغازش چطور می شود، و ختمش در كجا خواهد بود، چیزهایی كه می دانیم شما را در جریان بگذاریم خوب است.
در ده جنگی كه سر شما تحمیل شده است، مسلماً قسمت عمده اش و آن چیزی كه باعث شده كه سر شما این جنگها تحمیل شود، پیرو بودن از علی علت اساسی است.
اما قضیة افشار، در این جنگها، جنگی كه بسیار شما را داغدار كرده است و تاریخ افغانستان را لكه دار، مسأله افشار است.
یك مختصر توضیح می دهم دربارة جنگ افشار، بعد علل و عامل جنگ اخیر را برای تان توضیح میدهم.
در جنگ افشار، یك وقت دیگر در جلسه برای شما و وعده دادم كه عاملین این خیانت را برای شما مردم روشن كنم.
عملی كه در این جنگ و این مسأله افشار پیش آمد، آن فجایعی را كه به عنوان قبیحترین عمل انجام داده آن مربوط به دشمن است. شما خودتان از ما بیشتر لمس كردید و می دانید؛ ولی اینی كه به شما خیانت كرده، سنگرها را معامله كرده، در این مسأله چقدر دستگیر شده و چقدر مانده، اینهایش یك مقدار مسائلی است كه برای شما معلوماتش خوب است.
. به وساطت تعدادی از هموطنان ما و شما كه صلاح نیست این را روشن كنیم، وزارت دفاع روی افشار وارد معامله می شود، سر چهار تا قوماندانی كه در دور افشار و كوه افشار و جزوتامهایی كه در آنجا مستقر بودند، اینها نیرو داشتند. دوصدمیلیون برای چهار قومندان توزیع می كند. هر قومندان پنجاه میلیون. باقی قوماندانهایی كه در آنجا، در افشار نبودند، جاهای دیگر بودند برای آنها یك میلیون و پنجاه هزار تخصیص می دهد. كسی كه این دوصد میلیون را می آورد به قوماندانها تحویل می دهد برای رساندنش، بیست میلیون برای اینها می دهد.
برنامه اش همین است كه شما دیگر جزوتام حزب وحدت نیستید. تحت قومنده وزارت دفاع هستید. جنگی كه از طرف اتحاد و شورای نظار پیش می آید، نجنگید. عقب نشینی كنید.
در این رابطه تقریباً می شود اكثریت قاطع اینها را گرفتیم. نوار هم پر شده از اعترافاتش. یكی دو سه نفر مانده كه تا حالا نگرفتیم. دو نفری از اینها در خدمت شما مردم محكومیتش خوانده شد و به جزای اعمالش رسانده شد. سه چهار تای دیگرش پرونده اش تكمیل است؛ ولی آن هیأتی را كه از طرف شورای نظارت و شورای تصمیم گیری تعیین شده بود كه اینها را بررسی كنند و حكمش را صادر كنند، بعضیهایشان مسافرت رفتند، منتظر آمدن آنها هستیم.
این یك طرف قضیه بود كه در آنجا این مسأله پیش آمد و این عمل انجام شد. برای مردم ما بسیار مصیبت سنگین بود، از اینكه آنها چقدر خلاف نزاكت اسلامی و وجدان انسانیش در آنجا برای غیرنظامیها عمل كرده آن را لازم به توضیح نیست.
این یك طرف قضیه بود كه در اینجا پیش آمد، ولی آن كه در آنجا مهم بود كه دشمن هم برای این مسأله برنامه ریزی كرده بود، شكستاندن غرور مردم ما بود. تمام هم و غم دشمن در این بود كه غرور مردم ما را بشكند. با این توطئه تا حدی این كار را كرد.
اما جنگ اخیر، كه شاید تمام رسانه های خبری دنیا هم گفته باشند و شما هم شاهد بودید كه در تاریخ افغانستان بی سابقه بوده این جنگ، این چرا بوجود آمد؟
این جنگ وقتیكه توافقنامة اسلام آباد امضا شد، بعد از توافقنامه و بعد از خانة خدا را زیارت كردن، تعهد سپردند كه این تعهد نامه را عمل بكنند، ولی شما دیدید كه كارشكنی شروع شده بود و نمی خواست این توافقنامه عمل شود. باز دوباره از طرف قومندانهای جلال آباد، نیروهای جهادی شان كه هیأتهای صلح شان در این جلسه حضور دارند، كه ما یكبار دیگر از دلسوزی این برادران تشكر كردیم، رفت و آمد شروع شد كه رهبران را جمع بكنند برای تطبیق این مسأله و وضعیت سردرگمی كه در افغانستان حاكم است، از این بیاورد بیرون. رفتند رهبران در جلال آباد.
در این وقتی كه رهبران در جلال آباد رفتند، جناب آقای مسعود، به اصطلاح وزیر دفاع، جنگ را در شمالی شروع كرد. جنگ را كه شروع كرد، آنجا عینی مسأله ای كه در افشار وارد معامله شده بود، منتهی این معامله اش فرق داشت، اینجا دوصد میلیون معامله كرده بود، در شمالی دوهلیكوپتر پول برده.
یك وقت دیگر هم گفته بودم در خدمت شما كسانی كه هم معامله می كنند، چرا از ما را ارزان معامله می كنند، بعد وقتی كه اینجا پول را توزیع كردند یك مقدار مردمی شمالی با همین تاكتیك كه در افشار عمل كرده بود كه شما به جمعیت تسلیم نشوید به شورای نظار تسلیم نشوید به وزارت دفاع و دولت اسلامی تسلیم شوید، با این پول. این مسأله را در شمالی هم گفته بود. اصلی كه خانة مصطفی را هم كه خراب كرده پول خراب كرده. منتهی آنها برای توجیه عملشان گفتند كه ما نه آرم حزب اسلامی را بالا می كنیم نه آرم جمعیت اسلامی را، آرم دولت اسلامی را. اینكه در اینجا پیش آمد، برای آقای مسعود غرور پیش آمده بود. از آنجا فرمان صادر كرده از شمالی، برای قوماندانان اتحاد و قوماندانان شورای نظار كه تا من از شمالی بر می گردم، شما منطقة حزب وحدت اسلامی را از غرب كابل پاكسازی كنید.
این فرمانی است كه جناب آقای مسعود به وزارت دفاع داده و طبق دستور آقای مسعود در غرب كابل به سرپرستی حاج شیرعلم، قومندان اتحاد اسلامی، صد تا قومندان جمع شدند برای برنامه ریزی جنگ با شما. فرمان آقای مسعود را هم در این جلسه خواندند. از صد تا قومندان همه موافق بود. یك قومندان مخالفت كردند از اتحاد اسلامی، گفتند رهبران جمع شده در جلال آباد و می خواهد حكومت جدید را تشكیل بدهد، مفهومی ندارد كه جنگ بكنیم. امروز جلسه به نتیجه نرسید. گفتند جلسة بعدی.
عین فرمان دیگر را جناب آقای مسعود به جنرال مؤمن، قومندان فرقة 70 داد كه شما عملیات را از طرف دارالامان هم شروع كنید. و این فرمان كه در دست جنرال مؤمن رسید، توسط بی سیم بود كه ایشان در مزار بود، از مزار برای قومندانش یا معاونش دستور داد كه شما جلسه كنید. تمام جزوتامها را مطلع كنید. طرح عملیات را بریزید.
اینجا به قصد دارالامان قومندانهایی كه مربوط شورای نظار بود و مخلص به آقای مؤمن، اینها را جمع كرد و ابلاغ كرد كه ما دیگر جزو وزارت دفاع هستیم و تحت فرمان وزیر دفاع حركت می كنیم، حزب وحدت باید مسأله اش را با وزارت دفاع حل كند. قبل از او نامه های مكرری، ما از مؤمن و جنرال دوستم داشتیم كه فرقة 70 مربوط جنبش است. جنبش با شما جنگ ندارد. شما راه تداركات فرقة 70 را نبندید. شما شاهد این مسأله بودید كه نزدیك پنج و شش ماه بود كه راه تداركات فرقة 70 از بالای مناطق حزب وحدت بود.
وقتی كه این جلسه انجام شد در اینجا ما بلافاصله در نفر هیأت فرستادیم پیش نمایندة جنرال دوستم در چمن، مسأله را در جریان گذاشتیم كه جنرال مؤمن فرمان داده و اینها می خواهند با ما جنگ كنند، شما چه كار می كنید؟
اینها هم تأیید كردند كه ما هم این جلسه را خبر داریم. گفت ما این را به جنرال دوستم منتقل می كنیم، نتیجه اش را به شما می گوییم.
دو روز گذشت از این مسأله، پیامی از طرف جنرال دوستم توسط نماینده اش به ما آمد كه ما تحت قومنده حزب وحدت هستیم. حزب وحدت هر تصمیمی كه بگیرد ما مخالفت نداریم.
باز این مسأله برای ما گُنگ بود. این را برای چه این قدر برای شما توضیح می دهیم. از خاطر اینست كه شما تشویش دارید كه چرا رابطة حزب وحدت با جنبش خدشه دار شود و چرا جنبش الان به عنوان دوست شما كه بودند، دست به یك سری عمل می زند؟ از این خاطر می خواهم توضیح بدهم برای شما در جریان قرار بگیرید كه مسائل سرنوشت تان هست.
دوباره ما نفر فرستادیم به نمایندگیش كه این حرف جنرال دوستم گُنگ است. ما دو سه تا مسأله را با شما مطرح كردیم، نمی فامیم كه جواب كدامش این است.
مسأله این بود كه در جلال آباد در كابینه آینده سهم داشته باشید. نمایندة آقای مجددی هم حمایت كرده بود. آقای حكمتیار هم در آنجا گفته بود كه باید مشكل از اینها حل شود و با قطع نظر از اینكه اینها در شمال یك واقعیت اند، در كابل هم حضور دارند. تعداد از رهبران به شدت مخالفت كرده بودند، و تعدادی هم سكوت كرده بودند. جناب آقای خلیلی برای ما پیام داده بود كه اگر ما از خاطر جنبش پافشاری بكنیم امكان دارد این جلسه شكست بخورد و منجر به جنگ شود مسئوولیتش به دوش ما است. این هم یك قضیه بود.
یك قضیه مسألة دارالامان بود كه اینها تصمیم داشتند با ما بجنگند.
مسألة دیگر كه از در اینجا باز شود شورای تصمیم گیری وظیفه داده بود، او این بود كه اگر جنگ پیش آمد موضع جنبش چیست؟
این سه مسأله بود وقتی كه ما منتقل كرده بودیم آقای دوستم در جواب ما این را نوشته بود كه ما تحت قومنده حزب وحدت هستیم.
ما دوباره نفر فرستادیم پیش نمایندگیش كه سه تا مسأله است. در این سه تا مسأله در كدامش تحت قومنده حزب وحدت هستید؟ مهم از همه همین است كه از دارالامان اینها جنگ را شروع می كند، اینها جزو جنبش است یا جزو وزارت دفاع، شما چه می گویید؟
یكی دیگر اینجا باید روشن كنیم كه در فرقة 70 كه جزو جنبش است از لواهایش، اینجا در نامه نوشت نمایندة آقای دوستم به غوند جنرال اكرم كه این از جنبش است و باید تحت قومنده حزب وحدت حركت بكنی، مداخله به كارهای دیگران نداشته باشی. این نامه هم كه دست ما آمد مسئوول غند جنرال اكرم را خواستیم. نامه را برایش دادیم. جلسه ای كه در قصر دایر شده بود برایش گفتیم. گفتیم حالا تو چكار می كنی؟ اینها كه با ما می جنگد. اینها گفت كه ما تابع جنبش هستیم. جنبش كه دستور داده ما با شما جنگ نداریم. ما در یكجایی در قصر جمع شده آنجا هستیم. اگر شما ضرورت پیدا كردید كه ما با شما كمك بكنیم، كمك می كنیم و الّا با شما جنگ نداریم. در اینجا آنچه شایع شد به من مراجعه كردند این بود كه یكی دو تا از افسران فرقة 70 را بچه های ما دور دادند. نمایندة جنرال مؤمن آمد گفت كه این نفر را باید ایلا كنید. پیدا كنید.
ما بلافاصله هیأت تعیین كردیم كه بروید پسته هارا بگردید، این دو نفر را پیدا كنید. برای عكس العمل این مسأله و بهانه طلبی كه داشتند اینها راه دارالامان را بند كردند و نزدیك سیصد، چهارصد نفر مردم ما را گرفتند.
ما به نمایندة مؤمن گفتیم كه این حرف، حرف خوبی نیست.ما كه اینجا چهار پنج ماه است راه نظامی های شما را بند نكردیم. راه نفرهایی كه شما به شورای نظار كمك می كردید، از مواد اعاشوی و تسلیحاتی می بردید، می آوردید، ما به روی خود نیاوردیم به حساب جنبش. شما امروز مردم غیر نظامی ما را می گیرید! چون از قبل دستور آقای مسعود صادر شده بود و مؤمن هم این مسأله را به اجرا می گذاشت. در جواب من گفت كه یك سر جزوتامها احساساتی شد. شما باید این نفر را پیدا كنید. در همین وقت بود كه موتر اعاشة لوای 70 آمد از شهر، و بچه ها این را دور داده بود. ما نامه دادیم كه این موتر را آزاد كنید. ببرد اعاشه اش را. من در جواب نامة مؤمن گفتم كه امكان دارد در مقابل این عمل شما، بچه های ما هم احساساتی شود كه شما بچه های ما را می گیرید. روی این مبنا كه طرح (یك صلوات، اگر راه بدهید همین مهمانها را كه بیاید جلو... با تشكر از نماینده های جمهوری اسلامی كه در این جلسه شركت كردند...) بعد در اینجا بود كه در طول یك سال گذشته ده تا جنگ كه سر ما تحمیل شده بود فقط اینجا را حزب وحدت تصمیم گرفت كه برای جلوگیری از حملة اینها، ما عملیات بكنیم. دیگر در نُه تا جنگ دیگر، حزب وحدت تصمیم گیرندة جنگ نبود. دشمن وقتی كه حمله می كرد، مجبور بود به دفاع از مردمش.
در اینجا قابل توجه است، نیروهایی كه در اینجا متمركز بود، خود جنرال مؤمن می گفت: در فرقة 70 چهارهزار نیرو مستقر است. و بیش از پنجاه تا تانك داشتند، در ریاست پنج كه مربوط شورای نظار بود، بیش از دوصد نفر مستقر بودند. در لوای سه باز بیش از دوصد نفر مستقر بودند. ریاست پنج از نگاه موقعیت، موقعیتی دارد كه در زمان نجیب، كودتای تنی را... ولی با یك تعداد از برادران هزاره كه در داخل لوای 70 بودند كه اینها از قضیة افشار متأثر بودند، اعلان آمادگی كرده بودند كه روزی شما سر شورای نظار در این نقطه عمل بكنید ما كمك می كنیم. محدود بود زیاد نبود.
ما در این عملیات دوصد نفر از بچه های حزب وحدت ... باقی نیروها را گفتیم كه در جبهه های شان برای حالت دفاعی باشند. بنا بود كه این حمله از ساعت سه شب شروع بشود، با نابلدی بچه ها هفت صبح شروع شد. این نیروی عظیم و این سلاح عجیب كه در اینجا مستقر بودند، از ساعت هفت تا ساعت دوی بعد از ظهر به اصتكاك... قطع شد (تكبیر شدید حضار)
در این عملیات از بچه های حزب وحدت هفت نفر زخم سطحی برداشتند. شهید نداشتیم. ولی وقتی كه لوای 3 آزاد شد، امكانات وسیعی كه بود نزدیك بود آن داستان صدر اسلام در اینجا تكرار شود. كسانی را كه گذاشته بودیم، برای دفاع و امنیت منطقه، اینها همه را ایلا كرده ریختند برای غنیمت!
ریاست پنج هم عملیات متوقف شد بعد از اینكه مردم به جان غنیمت افتادند. فردایش ریاست پنج فتح شد. دشمن هم شدیدترین حمله را از سیلو، كوته سنگی، دهمزنگ و اینجا شروع كرد. با شدیدترین سلاحهای شان؛ اما آنچیزی كه در اینجا به دست مردم ما افتید، بیش از پنجاه تا تانك، چهار پنج تا چلچله، شاید ده تا زیوو و در ریاست پنج، پنجهزار میل سلاح، كه دوهزار از آن را، از برادران حزب اسلامی بردند. باقیش هر چه كه هزارگی آنجا آمده بودند، آنها هم خیال می كردند كه وحدتی است، می گفتند یاالله! بیایید(تكبیر حضار)
در جنگ كه در اینجا تمام شد، شاید نزدیكی صد نفر دشمن كشته داشت در این منطقه، آنهایی كه تسلیم شدند و متواری شدند و رفتند، نزدیك پانصد نفرند اسیر. كه البته دربارة اسیران بعداً صحبت می كنیم.
بعد جنگ شدیدی از طرف دشمن شروع شد با تمام توان. شش بار در دهمزنگ حمله كردند، شما شاهد این مسأله بودید كه چلچله را از سركوه تلویزیون یكبار چهل مرمی را خالی می كردند. چهار بار سر سیلو حمله كردند. در دهمزنگ، روز دوم فكر می كنم كه یك مقدار دشمن پیشروی كرد، باز هم برای شما این مسأله توضیحش مفید است كه باز به پیروزی نظامی نبودید... باز دو سه تا پُسته ای كه جا سازی شده بود و خائن بود، این خیانت را كرد. كه باز هم ما اینها را همان روز دستگیر كردیم. و برادران رفتند موقعیتهایشان را پس گرفتند. ده روز این جنگ طول كشید. چند چیز در این جنگ قابل یادآوری است:
یكی فداكاری شما مردم كه من معتقدم در تاریخ سیاسی هیچ ملت سابقه ندارد با این اندازه حمایت و پشتیبانی از این جمعیت سیاسی(تكبیر شدید حضار)
خون شما مردم دادید، نان شما مردم دادید، شهید شما دفن كردید! همة این كارها و این فداكاریها را شما كردید! آنی كه به اصطلاح آن طرف نامش را دولت گذاشته برای مجروحینش از زندانیها خون می گیرد. مردم ما از طرف شهر كه می آیند در این طرف می برند خون می گیرند كه تا مریضیهای شان را نجات بدهند! ما در این طرف كه بودیم، فقط كمیسیون فرهنگی حزب وحدت یك بیانیه كه صادر می كرد از شما ملت فداكار و ایثارگر، مرد و زن در كنار صلیب سرخ صف بسته و خون دادند(تكبیر حضار) من كوچكتر از آن هستم كه برای احسان شما، فداكاری شما از شما تشكر كنم. گفتم كه تاریخ سابقه ای ندارد. بعد بیاییم با این تصمیمی كه دشمن سر از ما و شما ده روز جنگید از زمین و هوا كار گرفت، چقدر تلفات و خسارات ما داشتیم و چقدر دشمن، آن را كه رسانه های خبری اعلام كردند كه پنج هزار زخمی داشتند آن طرف، از ما از مردم ما آن كه زخمی شده و مراجعه كرده با صلیب، هزار نفر بوده اند. یعنی یك پنجم و آن كه عمل كرده و نیاز به بستر شده شاید سیصد نفر بوده اند.
صد نفر از مردم و نظامی اینها تلفات داشتیم، طرف چقدر تلفات داشته اند؟ یك و نیم هزار رادیوها اعلام كردند از نظامیهای شان نهصد نفر. جنرالهایی كه در شفاخانه بوده اند اعلان كردند كه كشته شده اند. در چهارصد بستر كه مخصوص نظامیها بود، سیصد و پنجاه نفر مرده در روز پنجم جنگ بود، و بعد از وسایطی كه از بین رفت، راپوری كه تا به حالا به ما داده چهار تا چلچله از بین رفته و ده تا تانك، دو تا انبار مهمات هم در گرفت.
بعد از قضیة افشار برای آقای مسعود آنچنان غرور پیش آمده بود كه برای یك وزیر دفاع شرم است كه وزیر دفاع در مقابل یك ملت به جنگ باشد و بعد هم بگوید كه اینها وسیلة ثقیله كه ندارد. آقای حمیدگل وقتی كه به عنوان هیأت آتش بس آمد، این مسأله را به ما گفت كه شما نباید جنگ كنید، چون كوهها به دست آقای مسعود است و وسیلة ثقیله هم دارد. چون این حرف را آقای مسعود گفته بود كه آقای حمیدگل در اینجا گفت.
خوب بعد از آنكه آمدند این طور جنگیدند، در وزارت دفاع رفتند بررسی كردند، نشستند كه چرا با این امكانات و با این غرور سر این مردم ستمدیده موفق نشدیم! خودشان بررسی كردند، این گزارش از جلسة خودشان است. گفتند ما سلاحهای خود را بررسی كرده بودیم. امكانات حزب وحدت را بررسی كرده بودیم؛ جنگ خسته كنندة كه در دو سه ماه شبانه مرتب سر حزب وحدت انجام دادیم این را هم بررسی كردیم؛ حمایت مردم حزب وحدت را بررسی نكرده بودیم! این اعتراف دشمن است افتخار شما(تكبیر...)
ولی من هم به شما می گویم هم به آقای مسعود به شما می گویم كه هیچوقت از این مسأله غافل نشوید. به آقای مسعود هم می گویم كه تو اشتباه كرده ای!
یك چیزی را كه آقای مسعود اشتباه كرده بود و بررسی نكرده بود، آن قدرت خدا بود! ما در این جنگ، بعد از آن دلشكستگی مردم ما، لطف الهی را با چشم سر دیدیم. و این آقای مسعود، محاسبه نكرده بود. و به شما مردم هم می گویم كه این پیروزی از لطف خدا بود و از دعاها و تكبیرهای شما كه من در صحبت قبلی به شما گفتم كه درست است مسأله افشار بسیار غمگین است در مسجد پل سوخته یك تعداد از برادران بود صحبت كردم. و هیچوقت فراموش هم نمی كنم. هیچوقت دلم نبود كه بعد از آن فاجعه صحبت كنم؛ ولی آنجا برای شما گفتم كه یك مقدار این مسأله و این شكست از بی بندوباری... بود، و باید هیچوقت خدا را و قدرت خدا را فراموش نكنیم. هیچ سلاحی هیچ نیرویی در مقابل قدرت خدا هیچ است. اما لطف خدا وقتی كه طیاره های بمب افگن آقای مسعود بالا شد كه مناطق مسكونی ما را بزند چون هیچوقت او آقای مسعود هنری ندارد به غیر از اینكه مناطق مسكونی را بزند. چهارتا بمب را در قلعة شاده، در دشت برچی انداختند در یك خانه كه كسی نبود، بمب منفجر شد خانه از بین رفت. سه تا بمب دیگر در آن خانه ای كه نفر موجود بود منفجر نشد. این را غیر از لطف الهی هیچ چیز دیگر نمی شود تصور كرد(تكبیر حضار)
لهذا برای مسعود، می گوییم كه تا آن وقتی كه مردم ما خدا دارد راه خدا را فراموش نكرده، تو توانایی شكست شان را نداری!(تكبیر)
به شما مردم هم می گویم آن وقت شما پیروزید، سر دشمن موفق هستید كه در راه خدا حركت كنید.
حق شما، حق سیاسی شما، این یك حق الهی است كه برای شما داده اند. شما اگر از جمعی در مملكتی حق تان را می خواهید، این حق تان است. حق مسلم تان است و خداوند حمایت تان می كند و هیچوقت قدرت لایزال الهی را فراموش نكنید. غرور برای تان دست ندهد كه خداوند تبارك و تعالی با همة لطفش، با همة رحمتش، غرور بیجا را برای بندگانش قبول ندارد.
اینجاست كه شما وقتی در مسجد جمع می شدید، ختم می گرفتید، دعا می كردید ما مطمئن بودیم برای اینكه پیروزی از شما است! لهذا این مسأله پیش آمد به این شكل.
یك چیزی كه باز در اینجا لازم است برای شما تذكر بدهم، آن اینست كه: تبلیغات دشمن باز دوباره اوج گرفته است. باز دوباره همان راهی را در پیش گرفته كهه به افشار پیش گرفته بود. باز پول پخش می كند. باز به نام قوماندانها پول می فرسته، ایادیش تبلیغ می كند كه جنگ تعیین و سرنوشت ساز در كابل پیش می آید. كه به آن هدف شومشان برسد كه شما كابل را تخلیه كنید. این برای این مسأله است.
برای شما مردم می گویم، یكبار دیگر هم گفتم: كابل خانة شما است، غیر از كابل شما جایی ندارید كه بروید، با تبلیغات دشمن كابل را تخلیه نكنید، این خواست دشمن است.
شما اگر هزارها نفر مسلح در هزاره جات باشید، كابل را نداشته باشید، شما را كسی برای تان حق قایل نیستند. لهذا تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار نگیرید. هیچ جنگی(برای شما اطمینان می دهم) در كابل تعیین كننده نیست. هر كس سرنوشت افغانستان را می خواهد با جنگ تعیین كند این اشتباه می كند. ده تا جنگ در كابل پیش آمده همه اش برای این مسأله بوده كه این فیصله كن است و آخرین جنگ است.
هیچ كس كسی دیگر را حذف نمی تواند، زور همه به یكدیگر معلوم است. این تبلیغات، تبلیغات مُفت است. شما هیچگونه تشویش نداشته باشید.
ما مكرراً برای شما گفتیم و توضیح دادیم كه ما هیچوقت جنگ طلب نیستیم، راه حل مسأله افغانستان را جنگ نمی دانیم. لهذا توافقنامه ای اسلام آباد طبق مرضای ما نبود؛ ولی از خاطری كه جلو جنگ را گرفته باشیم، امضا كردیم! پایش هم ایستادیم.
توافقنامة جلال آباد باز طبق خواست ملت ما نبود؛ ولی از اینكه این گناه تاریخی در دوش ملت ما واقع نشود، نگویند در آینده ها كه حزب وحدت و مردم هزاره مانع صلح و ثبات بود، ما این توافقنامه را نمایندة ما امضا كرد و در پای این امضا هستیم. هر كسی هم در اینجا، فكر می كند كه در افغانستان كودتا موفق هست، كودتا در كجا؟ كودتا در جایی است كه ارتش منظمی وجود داشته باشد. تسلطی وجود داشته باشد، منطقه ای در اختیار كسی باشد، آقایانی كه یك سال حكومت كرده اند، در اینجا عملاً چهار تا پنج حكومت وجود داشته، ده تا جنگ هم كرده است. این كجایش كودتا می كند. كودتا اگر این است كه، قصر را بگیرد، ارگ را بگیرد، حالا هم می تواند بدون كودتا برود در همان ارگ بنشیند. این كه نیاز به كودتا ندارد. لهذا این تبلیغات، تبلیغات سوء است. بر علاوه ای كه در اینجا، یك چیزی دیگر را هم خدمت تان بگویم و ورشن كنم، وقتی كه یك كسی در نظامی شكست بخورد، نظامیهایش و مردمش از نگاه روحیه شكست می خورند، سراسیمه می شوند. جناب آقای مسعود تمام توان خود را به خرج گرفت كه جنبش را به عنوان هیأت صلح وارد بكند تا فرار نظامیهایش را جلوش را بگیرد.
چهارصد میلیون پول اینجا برای جنبش دادند به عنوان اعاشه و اباطه اش. در هشت ماه نداده بود، حالا چطور شده كه در این اخیر حاضر شده كه چهارصد میلیون را به عنوان اعاشه و اباطه برای آنها بدهند! دو میلیارد پول هم برای مصارف ولایات شمال فرستاد. فقط برای این مسأله كه روحیة نظامیهایش را تقویت كند و مردمش را از آسیب علیهش جلوش را بگیرد. برای اینكه جنبش از اینها حمایت بكند.
من تعجب می كنم از این رهبران! در هیچ جلسه حاضر شده نمی تواند و قانع شده نمی تواند كه جنبش را در جلسه بپذیرد؛ ولی با پول، با هیأت فرستادن آن وقت به عنوان خط فاصل از ایشان استفاده می كند. برای مردم ما طبق تبلیغات آنها تشویش خلق شده بود، كه جنبش با شورای نظار یكجا می جنگند می آیند.
دیروز معاون آقای دوستم نماینده اش جنرال مجید آمد اینجا و اظهار كرد كه ما طرفدار جنگ نیستیم. و به عنوان حایل و هیأت صلح آمدیم. مردم ما با مردم شما به هیچوجه نمی جنگند. از توان ما نیست كه ما نیروی نظامی خود را برای جنگ علیه شما بیاوریم. این حرفی بود كه خود جنرال آمد و گفت. ما هم به آقای جنرال مجید گفتیم كه نه ما، نه حزب اسلامی، هیچكدام ما طرفدار جنگ نیستیم. جنگ را هم راه حل نمی دانیم. ما برای مردم خود یك تعهد داریم، یك تعهد سپردیم كه از مردم خود افاع كنیم. اگر كسی سر ما حمله نكند و جنگ نكنند، با هیچكس جنگ نداریم. اگر كسی بیاید سر مردم ما و سر سنگر ما حمله كند، هر كس باشد جواب می گوییم.(تكبیرحضار) این در رابطه با مسأله جنگ بود، جنگ اخیر.
اما در رابطه با اسراء كه من گفتم صحبت می كنم، شما مردم خوب می دانید و لمس می كنید، ما هم برای شما این مسأله را می گوییم، به خدا هم سوگند یاد می كنیم، كه ما معتقد در این جنگها یا اسیر گرفتن نیستیم. مسلمان چطور می شود در دست مسلمان اسیر باشد! این مفهومی ندارد، این خلاف اسلام است، این خلاف مكتب است و خلاف انسانیت است؛ ولی شرایطی را كه افغانستان سر ما تحمیل كرده و ناچاریم، در قضیة افشار، از مردم ما زن و بچه اش، 600 نفر هستند. شما خوب می دانید كه از بعض خانه ها سه نفر، از بعض خانه دو نفر. اگر ما می آمدیم عمل بالمثل عمل می كردیم در این منطقه وسیعی را كه آزاد كرده بودیم، بیش از چهارهزار نفر را می توانستیم بگیریم؛ ولی ما این كار را نكردیم و نمی كنیم. فقط اسیران نظامی را گرفتیم. متأسفانه با همة مسائلی كه تلخیهایی كه پیش آمد ما صبر كردیم، تحمل كردیم ولی یك سری برادران دوصد نفر از این اسیران را آزاد كردند بدون اینكه زن و بچة اسیر افشار را در فكرش باشند. مه این برای ما بسیار سخت است. بسیار ناگوار است، همه چیز را می توانستیم تحمل بكنیم؛ ولی این بی تفاوتی برای ما سخت است، مثل زهر این مسأله را قُرت كردیم و قبول كردیم. ولی ما از شما مردم تقاضا می كنیم كه به این برادران مراجعه بكنید، بگویید كه حالا اینها را آزاد كردید، اقلش برابر همین مقدار نفر نظامی كه شما آزاد كردید، زن و بچة آن طرف را هم آزاد بكنید.
آن روزی كه آمدند در افشار فاجعه آفریدند، هیچوقت نگفتند در اینجا كه اینها وحدتی اند یا بی طرف اند یا وابسته به كدام تنظیم است؛ فقط به عنوان شیعه اینها را اسیر كردند، بالاتر از این مسأله چه كه جناب آقای احمدزی وزیر به اصطلاح داخله یكی از بچه های دوازده سالة اسیر ما را می گیرد با سیلی به صورتش می زند كه : شما حكومت می خواهید! این بسیار ننگ است و بسیار... تقاضا می كنم زن و بچه ای كه در پغمان اسیر است برایش توجه نكند. این مسأله ای بود كه خدمت شما مردم لازم بود كه توضیح بدهم و بگویم.
و مسألة دیگری كه در اینجا هست، باز برای شما لازم است كه تذكر بدهم. هیچوقت آن مسألة جنگ سرنوشت كن و تعیین كننده در تبلیغات ... فقط یك چیز را توجه بكنید، آن كسانی كه از شما خدای ناخواسته حاضر می شوند كه به شما ملت خیانت كند، اینها را شناسایی كنید، دیگر اینها توان غیر از خرید، و خیانت، توان ندارند كه بیاید جنگ سرنوشت تعیین كن را جنگ كنند. خودش هم گفته بود كه این مردم از آهن كرده قوی است. اگر بیست هزار مرمی ثقیله را ما سر سنگ هم می زدیم سنگها آرد می شد؛ ولی در غرب كابل بیست هزار مرمی ثقیله استعمال كردیم باز هم زنده ماندند. این مسأله ای است كه باید متوجه باشید. هر كس می آیند در اینجا تبلیغ می كند كه جنبش و شورای نظار همه یكجا جنگ می كنند، اینها پول گرفته، مزدور آن پول است. هر جا این مسأله را می گویند جلوش را بگیرید و بیارید، بسپارید تحقیق بكنید كه این عامل است. تا سنگلاخت هم هشتاد میلیون پول فرستادند، ولی ما مطمئنیم كه دیگر مردم ما بعد از مسألة افشار اجازه نمی دهند كه كسی در سرنوشت شان خیانت بكند.
من از نگاه محاسبه هایی كه در شرایط فعلی و نظریات تنظیمها و مسائلی كه پیش بینی می كنم، جنگ را پیش بینی نمی كنم. ولی هیچوقت گفته نمی توانم برای از اینكه كسانی كه حیاتشان بستگی دارند با جنگ گفته بتوانم كه نه اینها دیگر جنگ نمی كنند. این را گفته نمی توانم؛ ولی برای شما این مسأله را می گویم كه در افغانستان جنگ تعیین كننده نیست. جنگی را كه این سفر سر ما تحمیل كرده اند نه در گذشته این جنگ شدید پیش آمده بود نه در آینده هم كس توان دارد كه این جنگ شدید را پیش بیاورد، قدرت خداوند هم پشت سر شما است. مطمئن باشید و صلاح تان نیست كه كابل را ترك كنید. به هیچوجه حاضر نشوید برای از این ه از كسی عذر بپذیرید كه این باید برود اطراف،نه. سرنوشت تان اینجا گره خورده، خانة تان اینجاست، ناموس تان اینجاست، باید باشید. هر كس هم در این راه پول مصرف می كند، یا قوچاقبری می كنند، بلافاصله در كمیسیون های امنیت خبر بدهید كه مصمم است حزب وحدت دستگیر بكند.
از اینكه وقت شما را زیاد گرفتم، زیاد به درازا كشید معذرت می خواهم، از تمام مسئوولین، از برادران عزیز، از مهمانها، تشكر می كنم و معذرت می خواهم كه وقت شان را زیاد گرفتم. همینجا مزاحمت را كم می كنم.
السلام علیكم و رحمت الله

 

نوشته شده توسط Mo MaRDom AaZRa در  جمعه 26 مرداد 1386  و ساعت 03:08 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

  ولادت پیامبر

  درد مردم هزاره

  به امید روزهای بهتر

  جامعه ی هزاره، نسل کهنه و نو

  سخنرانی رهبر شهید - 8 / 2 / 1372

  سخنرانی رهبر شهید - 5 /10/1373

  سخنرانی رهبر شهید در جمع مردم مزارشریف

  سخنرانی رهبر شهید - 19 / 3 / 1372

  سخنرانی رهبر شهید - خزان 1371

  سخنرانی رهبر شهید - 16 / 10 /1371

  سخنرانی رهبر شهید - 3 /12 / 1372

  زندگینامه «رهبر شهید»، عبدالعلی مزاری

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

Mo MaRDom AaZRa (13)


موضوعات

عمومی (1)
هزاره (1)
جامعه هزاره (1)
مردم هزاره (2)
رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری (8)


 آرشیو

فروردین 1387 (2)
مرداد 1386 (11)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

موج سوم (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]